تبلیغات
مطالب اینترنتی - سى شب و روز، در هواى سیمرغ
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مطالب اینترنتی
یکشنبه 28 خرداد 1396 :: نویسنده : نویسنده        



مفیدستان:


سى شب و روز، در هواى سیمرغ


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – خانه فیروزه‌ای > الهه صابر:
پنجره‌ای که حصار آهنی دارد؛ نمی‌گذارد کسی از طبقه‌ی پنجم سقوط کند، اما هیچ‌وقت هم کاری نمی‌کند که به‌جای افتادن، پریدن را تصور کنیم.

توری تابستان، اگر مگس‌ها را راه نمی‌دهد؛ پرنده‌های گرسنه را هم سیر نمی‌کند. بیچاره پرنده‌ای که هنوز دم این پنجره‌ها می‌نشیند، به امید مشتی برنج مانده. دم این پنجره‌های باز، اما بسته.

پرواز، هم برای عقاب است؛ هم برای کلاغ. اولی را می‌بینی اوج می‌گیرد که بهتر ببیند؛ و دیگری هم به ارتفاع تیرِ برقی بسنده می کند. هردو می‌بینند، اما یکی می‌شود خوش‌خوار و آن دیگری می‌شود هرچه‌خوار.

پریدن، بالِ جرئت می‌خواهد؛ اما ترسِ بی‌حوصله، به کسی که شتاب دارد می‌گوید: «کوله‌ات را زمین بگذار و سبک سفر کن.» او هم کوله‌اش را زمین می‌گذارد که سبک سفر کند. اما خیلی زود وقتی که توی چاه فریب افتاده باشد؛ ناله سر می‌دهد که: «باری که از دوشم گرفتی بال من بود»* تازه می‌فهمد کوله‌اش، کوله نبوده، بال سفر بوده، بال رسیدن.

دنیا جای خوبی می‌شود.اگر بدانیم جای هرکاری کجاست. برای صدایی که از عمق چاه منعکس می‌شود؛ نباید صدا فرستاد. باید طنابی دست‌و‌پا کرد و او را بالا کشید. او که برای ناله‌اش همدم نمی‌خواهد؛ دست یاری می‌خواهد، دست نجات.پرنده‌ای که توی قفس سبحان‌الله می‌گوید؛ اندازه‌ی سکوت مرغ مهاجر، تنزه خدا را ندیده است.

بندگی، به تنهایی نشانه‌ی آزادگی نیست؛ چنان‌که پر و بال گشودن، همیشه نشانه‌ی آزادی نیست. گفتن و شنیدن، مثل دیدن، فایده ندارد. دیدن هم اندازه‌ی قضاوت نکردن فایده نمی‌کند.

خودم دیده‌ام چگونه از عمق چاه، ناله‌ها می‌گویند: «من که در بندم کجا؟ میدان آزادی کجا؟!»* اما راستی، چه کسی برایشان طنابِ نجات، دست‌و‌پا می‌کند و دستِ یاری می‌شود. چه کسی؟

رمضانِ خدا، میدان آزادی است. عرصه‌ی جولان مرغان مهاجر است. او که توی چاه فریب افتاده بود، برای رهیدن از همه‌ی بندها، سی شب و روز، روزه‌ی قضاوت‌نکردن گرفت؛ روزه‌ی تحمل و بهتر دیدن. باور نمی‌کنید اگر بگویم آخر از عمق چاه به زیارت حضرت سیمرغ رسید.


* مصرع‌هایی از اشعار علیرضا بدیع



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان

مطلب سى شب و روز، در هواى سیمرغ در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :سى شب و روز، در هواى سیمرغ
http://mofidestan.ir/%d8%b3%d9%89-%d8%b4%d8%a8-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7%d9%89-%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر